«سخت است باور کنیم نوری هست، وقتی چنین عمیق در تاریکی فرورفتهایم. امّا آن نور آنجاست... پس بیایید به راه خود ادامه دهیم.»
گاهی برای رسیدن به زیباترین جای جهان، باید از دلِ سرزمینهای هراسانگیز گذر کنیم. پاندای بزرگ و اژدهای کوچک برای یافتن سرزمینِ گمشده رهسپار سفر میشوند. در مسیرشان، جنگلهای انبوه، کوههای خطرناک، ویرانههای فراموششده و غارهای تاریک، چون سایههایی سنگین به قلبشان هجوم میآورند و گاه چنان پیش میآیند که گویی تمام روشنایی جهان را میبلعند. با اینهمه، آندو در کنار یکدیگر نیرویی مییابند برای ادامهدادن، برای برداشتن گامی دیگر و گذر از دل تاریکی. این کتاب، سفریست در ستایشِ دوستی، پایداری و امید؛ جستوجویی آهسته و آرام برای یافتن توانِ دیدنِ زیبایی، حتّی در نامحتملترین جاها. سفری که به ما یادآوری میکند تاریکی همیشه دشمن نیست؛ گاهی تنها پردهایست بر چهرۀ همان نوری که منتظر است تا با هر گامِ کوچک، آشکار شود.
شما می توانید با ثبت نظر و امتیاز خود ما را در بهبود محصولات یاری رسانید .